چند قطره احساس
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)

 

باز باران با ترانه

 

میخورد بر بام خانه

 

خانه ام کو خانه ات کو ؟

 

آن دل دیوانه ات کو ؟

 

روزهای کودکی کو ؟

 

فصل خوب سادگی کو ؟

 

یادت آید روز باران ؟

 

گردش آن روز دیرین ؟

 

پس چ شد دیگر کجا رفت ؟

 

خاطرات خوب و رنگین ؟

 

در پس آن کوی بن بست

 

در دل تو آرزو هست ؟

 

کودک خوشحال دیروز ..

 

غرق در غم های امروز...

 

یاد باران رفته از یاد

 

آرزوها رفته بر باد...

 

باز باران باز باران

 

میخورد بر بام خانه

 

بی ترانه

 

بی بهانه

 

شایدم گم کرده خانه...


.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران