چند قطره احساس
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 11 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)


 

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت .


اندازه می گیری !


حساب و کتاب می کنی !


مقایسه می کنی !


و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته ای ،


... ... که زیادتر گذشته ای ،


که زیادتر بخشیده ای ،


به قدر یک ذره ،


یک ثانیه حتی !


درست از همانجاست که توقع آغاز می شود


و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم...!

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 09 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)


 

باورت داشتم از روز نخست،


پر از همهمه بودی،


اما...


هیچ حرفی نزدی ...


پر از گفتن دلدادگیت ،


پر از زمزمۀ عشق به دریاشدنت،


باز حرفی نزدی ...


و فقط خندیدی،


خوب من،می فهمم ...


از دو چشمت همۀ حرف تو را،


بی کلام اینجا باش...


آخر اینجا بودن،


نیست محتاج صدا...


بودنت با دل من،


بی صدا هم زیباست ...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 09 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

شناسنامه


من حسینم


پناهی ام


من حسینم , پناهی ام


خودمو می بینم


...خودمو می شنفم


تا هستم جهان ارثیه بابامه.


سلاماش و همه عشقاش و همه درداش , تنهائیاش


وقتی هم نبودم مال شما.


اگه دوست داری با من ببین , یا بذار باهات ببینم


با من بگو یا بذار باهات بگم


سلامامونو , عشقامونو , دردامونو , تنهائیامونو


ها؟

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 04 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(2)


 

تمام روزهایی که سرگرمیت بودم ، زندگیم بودی ....


•.♥خــدایـــــــــــــــــــ ــــــــا . . .



ایــنــکه مــیــگن از رگــ ِ گــردن نــزدیــکــتــری و ایــن حرفــا

 


در ســطحــ ِ فهم و درکــ ِ مــن نــیــــســت

 


یه دیــقــه بــیــا پائــیــن

 


 بــــغـــلــــم کن

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 04 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

من


عاشق نیستم !


فقط گاهی


حرف تو که می شود


دلم ...


مثل اینکه تب کند


گرم و سرد می شود


توی سینه ام چنگ میزند


آب می شود


تنگ می شود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 03 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)


 

اگر ميداني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير ميكند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد

 

 مهم نيست كه او مال تو باشد

 

 مهم اين است...

 

كه فقط باشد...

 

 زندگي كند...

 

 لذت ببرد و...

 

 نفس بكشد...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 03 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)



شبها


 چشمانم ميعادگاه اشك ميشوند


 و غم همنشين قلبم...


دوباره بغضهاي خسته و كهنه اسير گلوي سردم ميشوند


 اي كسي كه در حكايت شب پنهان شده اي به عظمت آبي دلم نظري كن و ببين كه اين دل چه عاشقانه مي تپد


 فقط در انتظار آمدن تو...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 01 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

چگونه مي شود از خدا گرفت چيزي را که نمي دهد ؟!!

 

مي گويند قسمت نيست ، حکمت است.

 

من قسمت و حکمت نمي فهمم.

 

تو خدايي ، طاقت را مي فهمي …

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 01 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

درد دارد !

 

وقــتـی می رود ..

 

و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ...

 

و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی

 

كه هــرشـب

 

بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد !!

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


پرنده را که ازاد کنی

 

روزی برمــــــــــی گردد

 

و مــــــــــــــن خاکـــــــی

 

از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی

 

زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم

 

روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم

 

و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود

 

بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم

 

مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی

 

مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای پســــــــرک

 

چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگـــــــــــــــــی دارد!!!!!

 

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم  مـــــــــــــــنــــــــــــــــــــتـظـــــــــــــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــاش

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران