چند قطره احساس
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 08 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)

 

این روزها...

 

بیشتر از قبل ،حال همه را میپرسم...

 

سنگ صبور غم هایشان میشوم...

 

اشکهای ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم

 

اما...

 

یک نفر پیدا نمیشود

 

که دست زیر چانه ام بگذارد...

 

سرم را بالا بیاورد و بگوید:

 

حالا تـــــــو برایمــــــ بگو

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 08 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

 


نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

 


می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....

 


پس بگذار که نداند بی او تنهایم...

 


دور میمانم که نزدیک بماند

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 08 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه

 

 

فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم!

 

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد

 

 

تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند!

 

 

کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز

 

 

با خود نگویم " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم!!!!!!!!

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(2)

 

بی تو

 

با خدا شده ام

 

روزه می گیرم

 

نماز می خوانم

 

دخیل می بندم به هر امامزاده ی پرت و دور

 

شاید که بیایی ...

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)

 

تو خواهی آمد

 


ومن

 


با گرمی بوسه ی تو

 


دوباره عاشق خواهم شد !

 


دوباره عشق....

 


دوباره امید....

 


زندگی....

 


وتو . . .

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)

 

مرا که هیچ مقصدی به نامم ..



و هیچ چشمی در انتظارم نیست را !.. ببخشید !


که با بودنم ترافیک کرده ام!!

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)

 

بچه که بودیم میدانستیم

 

هر وقت گم شدیم باید سر جایمان بمانیم تا پیدایمان کنند…


مدتهاست ایستاده ام

 

کسی مراپیدا نمی کند!

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(1)


 

وقتی تو نیستی ؛

 

 

رنگ دریا را دوست ندارم،

 

شب به پایان می رسد ، شب را نیز دوست ندارم؛*

از لا به لای مریم های خفته با فانوسی کم سو راهی به سویت می جویم و تو نیستی،

 

نیستی تا ببینی که چقدر امشب آسمان زیباتر است

 

اما...

 

این آسمان را نیز دوست ندارم...

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(6)

 

برای بودن گاهی لازم است نباشی.....

 


شاید نبودنت، بودنت را به خاطر آورد....



اما........


دور نباش.....



دوری همیشه دلتنگی نمی آورد...

 


فراموشی همین نزدیکی هاست......

نوشته شده در تاريخ شنبه 07 مرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

 

می گویند بادآورده را باد میبرد!!!

 

اما...

 

توکه باپای خودت آمده بودی!!

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران