چند قطره احساس
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!...
نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 18 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)

 

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد


خاطره خشکیه... خاطره خشکیه


اونوقت همه ی خاطراتتو


همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن


میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 16 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)

 

نمی‌خواستم این عشق را فاش کنم...

 

نمی‌خواستم اما…

 

ناگاه به خود آمدم دیدم همه‌ی کلمات راز مرا می‌دانند...

 

این است که هر چه می‌نویسم عاشقانه‌ای می‌شود....

 

برای تو...

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 16 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

پدران ما هرگز جمله عاشقانه ای به مادرانمان نگفتند

 

شعری از نیما و سهراب برا یشان نخواندند ...

 

شعر کوچه را از بر نداشتند ...

 

پس چگونه بود تا همیشه

 

در کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی : ...

 

که ما نه به آن میرسیم و نه از آن می گذریم

 

حتی به بهای گذشتن از "هم"........

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 16 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(2)


 

نترس..

 

گاهی ملک بدون صاحب را می توان برای فروش گذاشت...

 

نمی گویم بخر. نه!!

 

دل آشوب من که خریدن ندارد...

 

اما...

 

فیلم بازی کن!

 

خودت را جای یک خریدار بگذار

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

کی گفته زمان طلاست؟


من مزه مزه اش کردم...

 


زمان عین الکله...

 


ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت...

 


مست مست که شدی, چشاتو باز میکنی

 


میبینی عمرت گذشته و تو موندی‌و خماری از دست رفتن یک عمر...!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

 

همه ميتونن اسمت رو صدا کنن، اما...


يکي هست که وقتي اسمت رو ميگه لذت ميبري.....


و با تمام وجود در جوابش دوست داري بگي..

 

جــــــــــون دلم

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)



پريشان که مي شوي بيشتر مي خواهمت


نمي داني چه لذتي دارد آن آخرين تار مويت را از روي صورتت کنار زدن ....

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

دلــم


آغــوش مـی خـواهـد


کـه


نـه زن باشـد


نـه مــرد !


خـدایـــــــــــا


زمـیـــــن نمـی آیـی ؟

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

*شــــب هـــا*


*بـه وقـــت خوابــــ*

*

*از طــــرف منــــ*

*


*وجـــدانت را ببـــوســ*

*

*اگــر بیـــدار شد بپـــرســ*

*

*چـــطور مــےتواند شــب هـا*

*

*بـه ایـــن راحـــتی بـــخوابد*

*

؟....؟

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط mehrfa1 | ارسال نظر(0)


 

دلم رقص نمیخواهد...!

 

هی دنیا

 

تمامش کن

 

و گرنه

 

سازت را میشکنم این بار

صفحه قبل1...121314151617صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران