
آن شرابی را که در سال جدایی انداختی
امشب ته نشین شد
می نوشم اولین جام را
به سلامتی نبودنت !

خاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید
خاطرات نه سر دارند؛ نه ته !
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند
میرسند گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
و گاهی حتی وسط یک صحبت
سردت می کنند؛ رگ خوابت را بلدند!
زمینت میزنند ...
خاطرات تمام نمی شوند
تمامت می کنند ... !!!

از مــن حــرکــت …
از خــدا
چـاله چـوله …
دسـت انـداز …
پيـچ ِخطـرناک …
واحـتمال ريـزش کـوه !!
خـــدا بسـه ....

وقتی قبلابهترین هاروتوی یه نفردیده باشی
سخت میتونی خوبی هاروتو یکی دیگه پیداکنی
واسه همین همیشه تنهایی و
خاطره دمار از روزگارت در میاره
تازگیا مد شده میگن عشقت رو ول کن
اگه برگشت ماله خودته...
اگه برنگشت از قبلم ماله تو نبوده...
آخه لعنتی مگه داری کفتربازی میکنی؟؟

سهم "مــــــــن" از "تــــــــو "
عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست ...!!!
هـــــمان ...
دلتــــنگی ِ بـی پایانی ست
که روزها دیوانه ام میکند ،
شب ها شاعر ...........!!!
گــرچه ،...
من شــعر نمی گویم !
آنــــچه می خـــوانی ،
شکوه هایی ست که تاب را از دلــــم ربوده است ... !!!

براي دلم، گاهی مادری مهربان ميشوم، دست نوازش بر سرش ميكشم، ميگويم: «غصه نخور، ميگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر ميشوم، خشمگين ميگويم: «بس كن ديگر بزرگ شدی…»
گاهی هم دوستی ميشوم مهربان، دستشرا ميگيرم، ميبرمش به باغ رويا ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دلم ، از دست من خسته است....

اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ
رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــ
اینجــآ گـُـم کــه بِشـَـوی
بـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند
فرآموشـَـتــ می کُننـَـد
عآشـِـق کــه بِشـَـوی
بــه جــآی اینــکه دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَد
فَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از
عِشــــــق و اِحســــــآس وغــُــــرور سـَـرَش نِمی شـَـوَد
زیــآد کــه خــوبــ بآشــی زیــآدی می شـَـوی
زیــآد کــه دَمِ دَســتــ بآشــی تِکــــــرآری می شـَـوی
زیــآد کــه بِخَنــدی بَرچَســبـِـ دیوآنـِـگی میخـُـوری
و زیــآد کــه اَشــکــ بِریــزی... عآشــِــــقی..!!
اینجــآ بآیــد
فـَـقـَــــــط ...
بــرآی دیگــرآن نَـفــَــــس بِکِشــی...!
منبع:دختر پاییزی dokhtar_paeezi.lxb.ir

گاه دلتنگ می شوم
دلتنگ تر از همه دلتنگی ها
گوشه ای می نشینم
وحسرتها را می شمارم
و باختن ها را
و صدای
شکستن ها را ...
نمی دانم من کدام امید
را ناامید کرده ام و کدام
خواهش را نشنیدمو به کدام دلتنگی خندیدم
که اینچنین دلتنگم؟
آنقدر دلم برايت "تنگ" است
که ديگر جايي براي ماندن و بودن در دلم نداري !
و کاش ميدانستي
چه لذت بخش است اين دلتنگي

زیبا ترین موسیقی را شنیدم
زیر نور ماه
درشبی پر رمز راز
سکوت
صای نجوا گونه
جیرجیرکها
و
نور افشانی ستارها...